مربوط به دسته: داستان و رمان - رمان(فارسی)
در صورتی
که قصد دارید این مطلب را در وبلاگ و یا وب سایت خود قرار دهید ، حتما نام این وبلایت "نوک تیز" و آدرس آن "noktiz.blogfa.com" را نیز در متن خود به عنوان منبع درج نمایید. با
تشکر...
آنچه را که می شنیدم، باور نمی کردم. اما واقعیت داشت. سیدی حاوی مکالمات ضبط شدهٔ یکی از جلساتی بود که در خصوص نهایی کردن خرید قطعات یدکی از شرکت خارجی بود. مربوط به دو ماه پیش می شد. صدا شفاف بود و صحبت های تمام افراد به خوبی شنیده میشد. به یاد ندارم چنین جلساتی را ضبط کرده باشیم. به فکرم رسید که شاید خود حفاظت جلسه را ضبط کرده و اکنون به خاطر مچگیری برای من پخش میکند. از این رو به خود نهیب زدم که همایی حواست جمع باشد. خود را نباز. معلوم نیست قضیه چیست. این که محتویات جلسه ضبط شده، چه ارتباطی به تو دارد. چرا باید این حفاظتی تو را عامل بیگانه خطاب کند. گوشی را از روی گوشم برداشتم و طلبکارانه گفتم:
بقیه در ادامه مطلب
|